ملتی که کتاب نمی خواند بایدتمام

 

تاریخ را دوباره تجربه

 

کند.

 

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در شنبه بیستم تیر ۱۳۹۴ و ساعت 10:13 |
 

 

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت

 

 


ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ و ساعت 18:43 |

 

تن آدمی شریف است به جان آدمیت

 

نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

 

اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی

 

چه میان نقش دیوار و میان آدمیت

 

خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت

 

حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت

 

به حقیقت آدمی باش وگرنه مرغ باشد

 

که همین سخن بگوید به زبان آدمیت

 

مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی

 

که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت

 

اگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیرد

 

همه عمر زنده باشی به روان آدمیت

 

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند

 

بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

 

طیران مرغ دیدی تو ز پای‌بند شهوت

 

به در آی تا ببینی طیران آدمیت

 

نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم

 

هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت

 

 
+ نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ و ساعت 9:29 |
 

گربرسرنفس خودامیری مردی

 

                      وربردگران خرده نگیری مردی

 

مردی نبودفتاده راپای زدن

            

                     گردست فتاده ای بگیری مردی

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۴ و ساعت 19:17 |
 

 

 

می نویسم پس هستم  !!!!!!

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 11:8 |
 

 

گزارش برنامه ترمیم وایمن سازی مسیربازگشت

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 11:6 |
 

 

الکی مثلا خیلی مونده به عید........

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 9:32 |
 

 

تمام ساله من بی تو پر از سوزه زمستونه

صداي خندرو هيچکس نميشنوه از اين خونه

 

  تو رفتي و نگاهه من يه دريا دردو غم داره

  یا که انگار توی سينم گل ياس داره ميکاره

 

  بی تو قلب جهنم هم مثل خونه واسم سرده

  با اون حالی که تو رفتی محاله بازی برگرده

 

دارم يخ ميزنم بی تو تا فرصت هست آخه برگرد

  تو اين سرمايه تنهايی نميشه حفظ ظاهر کرد

 

  جای خاليه تو داره همه دنيامو ميگيره

  بی تو آسون ترین کارها واسم سخت و نفس گيره

 

  بی تو هم صحبت شبهام همين چهاردونه ديواره

  بی تو اين سقف هم سقف نيست ازش دلتنگی ميباره

 

.......

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 9:17 |
 

صلاح کار کجا و من خراب کجا


ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا

 



دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس


کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا

 

....

 

+ نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 11:55 |
نوستالژیخاطره بازی....

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد : تو به من گفتي :
از اين عشق حذر كن!
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آئينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

با تو گفتم :‌
"حذر از عشق؟
ندانم!
سفر از پيش تو؟‌
هرگز نتوانم!
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم،
تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم"
باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!

(فریدون مشیری) 
+ نوشته شده توسط مهرداد در یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۳ و ساعت 11:24 |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar

منبع کدهای وبلاگ بانك اهداكنندگان سلولهای بنیادی ایران